حاج ملا هادي السبزواري
18
شرح مثنوى
( ( 197 ) ) كوششش را شسته حق زين اختلاط * غسل داده رحمت او را زين خباط ن 829 18 - ك 282 5 خباط : لغزش . ( ( 199 ) ) آب بهر اين بباريد از سماك * تا پليدان را كند از خبث پاك ن 829 20 - ك 282 7 سماك : دو ستاره است در فلك ثوابت . و اسم منزلى است از منازل قمر . و اينجا جهت علوّ مراد است ، كه باران از جهت علوّ بيايد . و چنان كه مىفرمايد مثال است . و غرض ، جان اولياست . علوّ ، لاهوت خواهد بود . خبث : ناپاكى . ( ( 201 ) ) حق ببردش باز در بحر صواب * تا بشستن از كرم آن آب آب ن 830 1 - ك 282 8 حق ببردش : يعنى آب چون ملوّث شود ، حق او را ظاهر كند به اينكه از منافذ زمين به بحر متصل نمايد ، يا آن را بخار نموده ، در جوف زمين آب كرده ، متصل به آبهاى زير زمين كند . يا اگر در روى زمين است ، به شمس تبخير كرده ، متصل به بحر زمهريرش كند ، يا بازش در درياى محيط ريزد . پس آب كه همه چيز را پاك مىكند ، نجس خود را نيز پاك مىكند . و تلويث در جان اوليا - فى الجمله - پرده اى است كه از اشتغال به هدايت خلق حاصل شود و منجبر و محو مىشود به اتصال بىتكيّف و بىقياس به حق تعالى . ( ( 202 ) ) سال ديگر آمد او دامن كشان * هى كجا بودى به درياى خوشان ن 830 2 - ك 282 8 سال ديگر : بار ديگر يا سال ديگر در اصل مطلب و ماء حيات و مطهّر حقيقى به مضمون * ( وَاَلسَّماءِ ذاتِ اَلرَّجْعِ 86 : 11 ( 1 ) رجعت در اطوار و اكوار باشد ، كه طريقهء اهل اشراق است ، ولى نه به تناسخ ، بلكه به فيض جديد . لكن به مقتضاى توحيد كه : « كلّ شىء فيه معنى كلّ شىء » ، گويا همان آمد دامن كشان . هى كجا بودى : سؤال است . به درياى خوشان : جواب است .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طارق ، آيهء 11 . .